سيد محمد دامادى
102
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
چند سَختى با برادر ، اى برادر ؟ نرم شو * تا كِى آزارِ مسلمان ؟ اى مسلمان شرم دار ( 145 ) كه ظاهرا اشارت به نبردهاى مذهبى و عقيدتى در روزگار خويش كه خود تماشاگر صحنههايى از آن قبيل بوده است ، نيز دارد . جمال زبان و دست را عوامل اصلى خطاى انسان مىداند و تربيت آن دو را براى حصول كمال انسانى لازم مىشناسد : دوزخِ تو چيست ؟ مىدانى زبان و دستِ تو * اين سخن بازيچه نَبْوَدْ ، نزدِ مردِ هوشيار ( 146 ) جمال معتقد است كه پيش از اقدام براى مبارزه ، نخست بايد به ارزيابى نيرو پرداخت : قوّتِ پشّه ندارى ، جنگ با پيلان مجوى * هم دلِ مورى نئى ، پيشانى شيران مخار ( 147 ) جمال ، تواضع را ستوده است ولى انظلام را سخت نكوهش مىكند . از نظرگاه او « معنى فروتنى شيرها اين نيست كه موش خود را سلطان جنگل بداند . » ( 148 ) مرا تواضع ، طبعى لطيف آمد ليك * مذلّتست تواضع به نزدِ سفله نمود نه از تواضع باشد زبونِ دونِ بودن * نه حلم باشد خوردن قفا ز دستِ جُهود ( 149 ) اگر چه عاجز باشم ، زبون كس نشوم * اگر چه قادر گردم ، دَرِ ستم نزنم ( 150 ) گذشت روزگار و تحارب عملى زندگانى ، جمال را به اين حقيقت آگاه ساخته است كه مدارا و نرمى بر جنگ و ستيزهجويى رجحان دارد : خصم أرْ چِهْ دُرُشْتسْتْ به نرميش توان بست * پنبه هم از اين روى بر الماس ظفر يافت ( 151 )